معين الدين نطنزى
294
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
طاقداران اردوهاى دولت طاق بوغتاق را به درر و جواهر گرانبها مزيّن كرده ، نطاق طاقيها به لآلى قيمتى مكلّل ساختند . و نازنينان نازپرورد از عين نازكى چون نهال گل نيمتاج محرّف بر گوشهء ابرو نهاده و نازكدلان نازنين عطف سراندازى ساده به شيوهء نازش و كرشمهء فرازش از يك طرف بناگوش فروشكسته ؛ بعضى سروقدّان سيم - سيما از غايت رعنائى و زيبائى يكان سوزن مجرد به خاتم فيروزهء كانى يا نگين ياقوت رمّانى يا حبّهء درر عمانى بر حاشيهء مقنعه فروزده و به همان يكدانهء شيرين و بهانهء رنگين شاه بازان روى زمين را در دام آورده ، و برخى ديگر نظم لآلى خوشاب را به عقد يواقيت مذاب به اسم ملك در سلك انتظام كشيده ، و ملك حسن را بدين شيوه تملك نموده و به جلوه و جولان و غمزه و فتّان و تبسّم نهان مجنونان مفتون و مفتونان مجنون را در آفت و مخافت افكنده ، گاه به آواز حزين و لهجهء شيرين سرود تركانه با ايالغوى مغولانه پرداخته و گاه به مدّات و مرغولات ، زهرهء زهرا را به يك نغمهء دلپذير مقيّد قيد تسخير ساخته ، به هر نغمهاى نغمى در سينه افكنده و به هر زخمهاى زخمى در جگر فروبرده . فرّاشان كرياس بار فراش ديوان داد گسترده و نقيبان درگاه كار طرح ساورين بر يمين و يسار فروچيده ، يساولان عفريت هيئت به كوپال ياسال امراى تومان را پيل مال كرده و ايوداچيان غضنفر هيبت چوب ردّ بر سر راه سلاطين هر سرحدّ داشته ، شكوه صلابت سلطنت شاهان بساط را پياده مات كرده ، و نهيب جاوشان دولت گردهء گردان پولاد جگر را آب گردانيده ، توشمالان اطراف و اكناف دور و نزديك هريك به ساورين خود بندهوار قرار گرفته ، و سرداران اقصاى آفاق از ترك و تازيك قدم طاعت بر سر اطاعت ثابت و راسخ داشته بعد از ترتيب و آيين اين اساس و تمهيد و تزيين اين كرياس به موجب فرمان همايون سادات كرام و مشايخ عظام و قضات اسلام و علماى ايّام فرايض معروف و سنن مشهور را بر مقتضاى اجماع كافّهء انام به اتمام رسانيدند . غلغلهء تهنيت ، زلزله در كاينات بيفكند و ساحت طويخانهء مبارك از ترصيع نثار و تكليل ايثار ميلاميل ( و ) مالامال گرديد . چون اشراف و موالى متفرّق شدند و بساط تورا و ياساق فروچيده گشت ، بار ديگر هر سرى در پى تمنّائى و هر سويدائى متوجّه سودائى شده ، به شيوهء مستى آتش در غوشهء خودپرستى زاهدان زدن گرفت و هواى طرب خرمن ناموس